اشکی که جرات هق هق شدن نداشت

برای اشکی که هیچگاه جرئت هق هق شدن نداشت

برای اشکی که خشک شد اما رفتنت را باور نداشت

برای تمام لحظات گذشته و آینده ام

برای آنچیزی که آنرا خوب یا بد نامیده ام





:: برچسب‌ها: اشک, هق هق, لحظه های تلخ, شعر, زندگی, کودکی,
نويسنده : خـــاله جــــــــــون


صفحه قبل 1 2 3 4 5 ... 43 صفحه بعد